تبليغاتX
عقربه ها می داننددر"راستگرد"خبری نیست؟
انواع دست نوشتجات
 نظریه نسبیت خصوصی

 

۱

این آفتاب نیست که گرمت می کند،  

با سرعت نور دوستت دارم!

۲

شاید اگر زمین گرد نبود

از همین جا هم می توانستم برایت دست تکان دهم

هر صبح که از خواب بر می خیزی!

 

 

 

|+| نوشته شده توسط اکبر دلاور در شنبه سی ام آبان 1388  |
 یه سوال دیگه
این دخترا کی می خوان قبول کنن تنها راه جذب جنس مخالف آرایش و... نیس

روح زیبا زیباتره یا شکل و هیکل؟

--------------

پی نوشت:

نمی خوام شعار بدم که فلان و فلان ولی انصافا کدومش واسه شما زیباتره؟

هم آقایون جواب بدن هم خانوما.

|+| نوشته شده توسط داود ملک محمدی در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388  |
 مذکر یا مونث
یه سوال همیشه ذهنمو درگیر کرده

من زبانهای زیادی بلد نیستم ولی با همین چنتا زبانی که کمی آشنایی دارم دیدم تو همشون مذکر یا مونث بودن برای خطاب یا حرف زدن در مورد کسی مهمه به جز زبان ترکی و فارسی

حالا میخوام نظر دوستان را بدونم مخصوصا زباندانها رو

1-آیا زبان دیگه ای سراغ دارن که اینجوری باشه؟

2-چه نتیجه ای میگیریم؟آیا این قاعده دستور زبانی بیانگر دیدگاه این دوقوم نسبت به جنسیت نیست؟

|+| نوشته شده توسط داود ملک محمدی در شنبه بیست و سوم آبان 1388  |
 من نمي خواهم كه چشمانت در يك روزباراني فراموش شوند!
 

۱

دوباره هوس صید ماهی قزل آلا در آمریکا را کرده ام. دسته جمعی و بدون پاسپورت.و البته که هیچ چیز برای به دام انداختن قزل آلا بهتر از قند هندوانه نیست.و البته تر اینکه به فکر برگشت نباشید. در آخر باد همه چیز را با خود خواهد برد.

ارادتمند- دلاور

 

۲

ریچارد گری براتیگان ( Richard Brautigan)‏ (۳۰ ژانویه ۱۹۳۵ - ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴) نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی. از او ۹ رمان، یک مجموعه داستان و چندین دفتر شعر منتشر شده است. رمان صید قزل آلا در آمریکا  شناخته شده‌ترین اثر اوست.اين نويسنده كه يكي از خلاق‌ترين نويسندگان سال‌هاي پرهياهوي ميانه‌ي سده‌ي بيستم است در سال 1984 با شليك گلوله‌اي از يك تپانچه به زندگي خود خاتمه داد. اين درحالي بود كه آثارش در همه‌جاي دنيا به زندگي خود ادامه دادند . شعرهاي براتيگان با وجود سادگي بسيار فريبنده‌اند. او با شناخت كامل از روحيه‌ي بي‌حوصله‌ي خواننده‌ي امريكايي شعرهايي سرود كه خواندن‌اشان بيش از چند ثانيه طول نمي‌كشد با اين‌همه و در همان چند ثانيه تلنگري شديد به باورها و احساسات شنونده مي‌زنند كه همين راز تاثيرگذاري آن‌هاست.   

 

                                                    ۳

عاشقانه های براتیگان

 

 جانمی، آن قدر زیبایی که نزدیک است باران ببارد!

 آه مارسیا!

می خواهم زیبایی بلند طلایی ات

تدریس شود در دبیرستان

این طور بجه ها یاد می گیرند که خدا

مثل موسیقی توی پوست زندگی می کند

و صدایی دارد مثل یک پیانوی معرکه

دوست دارم کارنامه های دبیرستان

شبیه این باشد:

بازی کردن با چیز های شیشه ای لطیف

   20

جادوی کامپیوتر

   20

نامه نوشتن به آن ها که عاشق شان هستی

   20

تحقیق درباره ی ماهی ها

   20

زیبایی بلند طلایی مارسیا

   20+!

 

 چیز جدیدی نیست

زیر آسمان
چیز
جدیدی نیست
به جز
من و تو

 

رد پای آهو

زيبا، ناله‌کنان
عشق‌ورزيدن با دور تند
و بعد آرام‌گرفتن
مثل ردپای آهو
روی برف نو
کنار آن‌که دوستش داری
اين همه چيز است

 

 عاشقانه
چه‌قدر خوب است
که صبح بيدار شوی
به تنهايی
و مجبور نباشی به کسی بگويی
دوست‌اش داری
وقتی دوست‌اش نداری
ديگر!

 

۲۰ سنت ۲ بلیت عشق

سخت درفکر تو

 سوار اتوبوس شدم

۲۰ سنت کرایه دادم و از راننده

۲ تا بلیت خواستم

پیش از آن که یادم بیاد

تنها هستم

 

رنگی برای آغاز

عشق را فراموش کن

می خواهم

در گیسوان زرد تو بمیرم.

 

|+| نوشته شده توسط اکبر دلاور در چهارشنبه بیستم آبان 1388  |
 نان
این روزها همه از نان می گویند

به قول قیصر امین پور

در بی تفاوتی واژه ها به واژه های بی تفاوتی چون نان باید دل بست

نان رااز هر طرف که بخوانی نان است

|+| نوشته شده توسط داود ملک محمدی در دوشنبه هجدهم آبان 1388  |
 ؟!
شباهت های این دو آرم را بیابید

                                         

 

|+| نوشته شده توسط داود ملک محمدی در یکشنبه هفدهم آبان 1388  |
 می ترسم
من از تکرار می ترسم

تکرار رسوایی

|+| نوشته شده توسط داود ملک محمدی در شنبه شانزدهم آبان 1388  |
 حلال و حرام
چقدر این دوتا موضوع را باور دارین؟

مرزشون کجاس؟

|+| نوشته شده توسط داود ملک محمدی در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388  |
 راستی مشکل کجاست

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم... اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم.... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم. وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخش

هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن

دکتر شريعتي

--------------------------------

پی نوشت:

این روزها خیلی ها رو میبینم که مثل خر کار می کنن و به هیچ جا نمیرسن

خیلی ها رو هم میبینم کاری نمی کنن و به همه جا میرسن

خیلی فکر کردم به نتیجه رسیدم

شما هم فکر کنین

|+| نوشته شده توسط داود ملک محمدی در دوشنبه یازدهم آبان 1388  |
 88/8/8
چه فرقی میکنه چه تاریخی باشه؟وقتی نقطه صفر تاریخ معلوم نیس کجاس و واسه چی اونجاس حالا هزار و خورده ای هم گذشته یه روز این ور یه روز اون ور چه فرقی داره؟

دقیقا ۶/۶/۶۶ و ۷/۷/۷۷ یادمه هیچ اتفاقی نیفتاد که ۸/۸/۸۸ بیفته

تازه چن وقت پیش ۹/۹/۹ میلادی بود اصلا کسی فهمید؟

وقتی روزا رو تلف میکنیم ۸/۸/۸۸ با ۹/۸/۸۸ یا هرروز دیگه چه فرقی داره؟

چرا همش دنبال چیزای مسخره ایم؟

آخه چرا؟

|+| نوشته شده توسط داود ملک محمدی در شنبه نهم آبان 1388  |
 
 
بالا