تبليغاتX
عقربه ها می داننددر"راستگرد"خبری نیست؟
انواع دست نوشتجات
 تنهایی
پرنده هم باشی

خسته ات می کندپرواز

تنهایی

|+| نوشته شده توسط داود ملک محمدی در جمعه بیست و هشتم دی 1386  |
 اسم کوچکم برای جغدها
گور به نورت ببارد "ادیسون"

هوس روز را از سرم پرانده ای

حالا تمام جغدهای شهر

مرا به اسم کوچک می شناسند

 

|+| نوشته شده توسط اکبر دلاور در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386  |
 آسمان کوتاهی اندام توست.
نه

زل نمی زنم

به ابرهایی که شکل خنده هایت نمی شوند

هی زور می زنند و ..

نه٬ نمی شوند.

 

آسمان کوتاهی اندام توست

که از آن بالا

کلاغ

پر می بارد برای سری که...

 

این بالش به درد از تو دیدن نمی خورد

باید سرم را به سنگ دیگری بکوبم.

 

|+| نوشته شده توسط اکبر دلاور در سه شنبه یازدهم دی 1386  |
 هوارااز من بگیر خنده ات را نه
تلخ تر از قهوه چشمانت است

خنده هایم

بی آنکه شیرین شود با شکر خند لبهایت

|+| نوشته شده توسط داود ملک محمدی در سه شنبه چهارم دی 1386  |
 
 
بالا